خرید بک لینک

خط خطی می کنم، پس هستم.

و یا خط خطي هاي من!

بررسی یک کارتون سیاسی با رویکرد نشانه‌شناسی ساختارگرا

بررسی یک کارتون سیاسی با رویکرد نشانه‌شناسی ساختارگرا (با ارجاع بینامتنی به روایت «ملانصرالدین» و اصطلاح «بر خر مراد سوار بودن»)

نویسنده: سیدمصطفی جهانبخت

در کارتونی، اثر «هادی حیدری» که در صفحه اینستاگرام او منتشر شد؛ «مسعود پزشکیان» رییس‌جمهور ایران سوار بر الاغی است که بر گردنش «وفاق» نوشته شده است. سوارکار شلاقی در دست دارد و برعکس روی الاغ نشسته، در حالی که الاغ بی‌توجه به او در دشتی سرسبز در حال چریدن می‌باشد. اگرچه این کارتونیست نام آشنای مطبوعات ایران، کمی بعد از انتشار، کارتون مورد نظر را از صفحه فضای مجازی خود حذف نمود، اما بازخوردهای منفی بسیاری نسبت به این کارتون شکل گرفت و حتی در خبرها آمده بود که با شکایت دادستانی تهران، علیه حیدری اعلام جرم شده است!

اگر به این اثر طنزآمیز، با بار سیاسی که دارد؛ با رویکرد نشانه‌شناسی ساختارگرا، با تمرکز بر مفهوم «دال/مدلول»، «تقابل‌های دوگانه» و «بینامتنیت»، نگاه دوباره‌ای کنیم، خواهیم دید که این اثر تلاش دارد معنایی ضمنی در پیوند با روایت آشنای «ملانصرالدین» و اصطلاح «بر خر مراد سوار بودن» را به بیننده بازنمایی کند.

۱- ساختار نشانه‌شناسی تصویر:

در نشانه‌شناسی ساختارگرا، هر نشانه از دال (صورت) و مدلول (مفهوم) تشکیل شده است. در کارتون مورد بحث:

- مرد سوارکار: دال = فردی جدی با کت و شلواری بر تن؛ مدلول = سیاست‌مداری مسئول و تلاش‌گر

- الاغ با واژه «وفاق»: دال = حیوانی در حال چرا در دشتی سبز؛ مدلول = نماد منفعت طلبی، لجاجت و ناهماهنگی غریزی

- ابزار هدایت: دال = شلاق؛ مدلول = اراده برای هدایت، کنترل عقلانی

- حالت سکون الاغ: دال = بی‌توجهی به سوار و چریدن؛ مدلول = نافرمانی، خودخواهی، مقاومت در برابر اصلاح یا وحدت

۲- خوانش واژگان و اصطلاحات فرهنگی:

اصطلاح «بر خر مراد سوار بودن» در زبان فارسی به‌معنای رسیدن به خواسته‌ها و تسلط کامل بر اوضاع است. در تصویر مورد بحث، در ظاهر مرد «بر خر مراد» سوار است، اما خر در حال بی‌توجهی و سکون است. در این خوانش، تصویر به‌صورت طنزآمیز، وارونه‌سازی این اصطلاح را نشان می‌دهد:

- سوارکار با نیت مثبت، ابزار هدایت دارد.

- خر اما خرِ مراد نیست؛ لجوج و بی‌حرکت است.

- خرِ مراد به خرِ نافرمان تبدیل شده و مانع تحقق ارادۀ عقلانی سوارکار برای حرکت شده است.

۳- تقابل‌های ساختارگرا:

در این خوانش، تقابل‌های زیر به‌وضوح در تولید معنا نقش دارند:

- عقل/غریزه: مرد به‌عنوان عقل فعال؛ خر تابع غرایز

- هدایت/نافرمانی: ابزار هدایت در برابر مقاومت بی‌منطق

- تلاش/سکون: قامت برافراشتۀ سیاست‌مدار در برابر انفعال خر

- هدف‌گرایی/بی‌تفاوتی: مرد در پی حرکت با وفاق؛ خر در پی منافع شخصی (چریدن)

۴- پیوند بینامتنی با ملانصرالدین:

روایت‌های ملانصرالدین اغلب حامل نقد اجتماعی با زبانی طنز هستند. یکی از روایت‌ها چنین است:

«ملانصرالدین برعکس روی الاغی نشسته بود که راه نمی‌رفت. مردم او را مقصر دانستند، اما ملا گفت: من درست نشسته‌ام، این خر است که غلط ایستاده است».

در پیوند با این کارتون:

- مرد سوارکار همانند ملانصرالدین سرشار از حکمت و مورد قضاوت مردمان است اما بی‌تقصیر!

- خر نماد زیردستانی است که نافرمان و منفعت طلب هستند و نه قربانی قدرت!

- بار معنایی روایت به نفع سوارکار و علیه ابزار (خر/وفاق) جهت‌گیری می‌کند.

نتیجه‌گیری:

در خوانشی ساختارگرایانه و بینامتنی، تصویر مورد بحث نه‌تنها نقدی بر سیاست‌مدار نیست، بلکه تصویری از مسئولیت‌پذیری، عقلانیت و ارادۀ او است که در مواجهه با زیردستانی ناهماهنگ، نافرمان، لجوج و به دنبال منافع غریزی، ناکام مانده است.

در این روایت، همانند روایت ملانصرالدین، حق با سوار خواهد بود؛ مشکل از خر است که راه نمی‌رود!

این بازخوانی با وارونه‌سازی برداشت غالب، ما را وادار می‌سازد تا نقش جامعه سیاسی و سازوکارهای مقاومت پنهان آن در برابر اصلاح و وفاق را بازاندیشی کنیم.

برچسب: نویسنده: آرتمیس حسینی‌پور تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 5:52

صفحه بندی